تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
414
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
خرهزاذ خسرو گويند آنكه پس از آزرميدخت به شاهى رسيد خرهزاذ خسرو از فرزندان پرويز بود « 1 » و گويند او را در دژى در نزديكى نصيبين به نام دژ سنگى « 2 » يافتند . چون به مدائن رفت چند روزى در آنجا بماند و سپس مردم از او سرپيچيدند و به خلاف برخاستند . پيروز كسانى كه گفتهاند پس از آزرميدخت ، خسرو پسر مهرگشنسپ به شاهى
--> ( 1 ) - نام او در فهرست ديگرى فرخزاذ خسرو آمده است ( رجوع شود به مطالب بعدى ) . اين نام را سبئوس ( هوبشمان ، تاريخ ارمنستان ص 15 ) به صورت Chorochazat آورده است ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 3 صفحهء 412 ) . بازهم همان تردّد ميان فرّخ و خره ( رجوع شود به موضع مذكور ) در فهرستى كه نسخهء خطى سپرنگر از پسران خسرو به دست داده است نام يكى از اين پسران فرّخ است و همين نام در تاريخ حمزهء اصفهانى خره آمده است ، نام يكى ديگر از پسران در اولى فرّخمرد و در دومى مردخره است ، نام پسر ديگر در اولى زاذانفرّخ و در دومى زاذانخره است . شايد اين نام اخير همان نام مذكور در متن است . بنا به گفتهء حمزه ( در نسخهء ليدن و در آثارالباقيهء بيرونى ص 131 و چاپ گوتوالد از تاريخ حمزه ص 22 در اينجا محرّف است ) فرّخخسرو كودك خردسالى بوده است كه مادرش گرديه بوده است ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 408 ، و مقايسه شود با مسعودى ج 2 ص 234 ) . الياس نصيبينى او را خسرو پسر خسرو خوانده است . نامهاى فرخزاذ و خرهزاذ زياد ديده مىشود . ( 2 ) - نخستين مترجم عربى متوجه نشده است كه مقصود از اين محل موضع بسيار مشهورى است و « دژ سنگى » ترجمهء نام سريانى حسن كيفا يا حسناد خيفا بوده است كه عربها آن را در مواضع ديگر به صورت حصنكيفا آوردهاند ( در Notit . dign . or ) جلد 34 Cefa و در كتاب پركب 4 ، 2 آمده است .